
نوشته شده توسط علی در دوشنبه دوم شهریور 1388 ساعت 18:21 موضوع | لینک ثابت

آوازعاشقانه ما درگلوشکست ![]()
حق باسکوت بودصدادرگلوشکست![]()
دیگردلم هوای سرودن نمی کند![]()
تنهابهانه ما درگلوشکست![]()
سربسته ماندبغض گره خورده دردلم![]()
آن گریه های عقده گشادرگلوشکست![]()
ای داد کس به داغ دل باغ دل نداد![]()
ای وای های های عزادرگلوشکست![]()

آن روزهای خوب که دیدیم خواب بود![]()
خوابم پریدوخاطره هادرگلوشکست![]()
فرصت گذشت وحرف دلم ناتمام ماند![]()
نفرین وآفرین ودعادرگلوشکست![]()
نوشته شده توسط علی در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 ساعت 22:27 موضوع | لینک ثابت
فرق عشق و ازدواج...
شاگردي از استادش پرسيد: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد
داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني...
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت.
استاد پرسيد: چه آوردي ؟
با حسرت جواب داد:هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به
اميد پيداكردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق يعني همين...!
شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش
كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي...
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهي با درختي برگشت .
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين
درخت بلندي را كه ديدم، انتخاب كردم. ترسيدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی
برگردم .
استاد باز گفت: ازدواج هم يعني همين...!
و این است فرق عشق و ازدواج ...
نوشته شده توسط علی در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 0:40 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

ساده بیا دست منو بگیرو
ساده نگیر اینهمه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز می تونی
پای همه سادگیات بمونی
خسته نشو اگه تموم راهها
پیش تو و سادگیات بسته شن
طاقت بیار اگه همه آدما
از اینکه پا به پات بیان خسته شن
آخر خط جاده های خسته
بگو چقدر راه نرفته مونده
پشت دلت وقتی به خون نشسته
چند تا ترانست که کسی نخونده
دوام بیار خسته نشو از سفر
تنهایتم بذار رو دوشت ببر
ترانه باش اونور آخر خط به نقطه می رسی بیا سر خط
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY